تبليغاتX
فریاد خاموش
فریاد خاموش

نمی دونم شاید سلام

نمی دونم شاید سلام...

واقعا نمیدونم چی می خوام بنویسم الان یک ساعت که نشستم سر سیستم ولی نمیدونم چی میخوام بنویسم ولی نمی تونم هم ننویسم چون فکر می کنم اگه بنویسم اروم می شم

امروز یه چیزی شنیدم که خیلی برام ناراحت کننده وعذاب آور بود ازتون می خوام برام دعا کنید که این چیزی که شنیدم دروغ باشه چون خیلی مهمه به زندگی وآیندم بستگی داره...

خیلی روزهای سختی را می گذرونم تنها دل خوشیم هم فعلا شماهایید ووبلاگم و خداااااااااااااااااااااااا

خدا جونم کمکم کن...

 

نوشته شده در شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 23:13 توسط الهام |
درباره وبلاگ

آزادی در دامن اسارت می زاید
در زنجیر رشد می کند
با غصب بیدار می شود
های این سرنوشت آزادی است

الهام هستم دانشجوی رشته رادیولوژی دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد

لوگوی دوستان


امکانات